صبح صالح ( مترجم : رحيمى نيا )
36
فرهنگ نهج البلاغه ( فارسى )
( 160 ) عَزَبَ : دور شد ، غائب شد ، يعنى كسى كه از من تخلف كند نظرى ( صحيح ) نخواهد داشت . ( 161 ) لَمْ يُوجِسْ مُوسى خِيفَةً : حضرت موسى ترسى احساس نكرد . اشاره است به آيه « فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى » ( طه ، 67 ) . ( 162 ) تَوافْقنا ؟ ؟ : به يكديگر رسيديم و رو در رو شديم . خطبهء 5 ( 163 ) الآجِن : آب گنديدهاى كه طعم و رنگش تغيير كرده و قابل شرب نيست و اين تعريضى است در مورد خلافت . ( 164 ) ايناعُها : رسيدن ميوه و ببار آمدن آن . ( 165 ) جَزِعَ : ترسيد . ( 166 ) هَيْهات : دور است ، مقصود نفى توهمى است كه برخى از سكوت آن حضرت مىكردند و سكوتش را علامت ترس از مرگ مى پنداشتند . ( 167 ) بَعْدَ اللَتَيَّا وَ الّتِى : بعد از آن همه شدائد بزرگ و كوچك . ( 168 ) انْدَمَجْتُ : راسخ و محكم شدم . ( 169 ) الأرْشِيَة : جمع « رشاء » ، طنابها . ( 170 ) الطَوِىّ : چاهها . ( 170 ) البَعِيدَة : عميق . خطبهء 6 ( 171 ) اللَدْم : صداى سنگ يا عصا و مانند آن كه آرام به زمين زده شود . ( 172 ) يَخْتِلُها : فريبش مىدهد . ( 173 ) راصِد : كمين كننده ، كسى كه در كمين نشسته است . ( 174 ) المُرِيب : كسى كه در حالت شك و ترديد است . خطبهء 7 ( 175 ) مِلاكْ : قوام و اساس . ( 176 ) الاشراك : جمع « شرك » ، دامها ، آنچه با آن صيد مىكنند . ( 177 ) بَاضَ وَ فَرّخَ : تخم گذاشت و جوجه آورد ، كنايه از استقرار كامل شيطان در سينه آنهاست ، زيرا پرنده تنها در لانه و آشيانه خود تخم مىگذارد . ( 178 ) دَبَّ وَ دَرَجَ فِى حُجُورِهِمْ : كم كم و به تدريج در آغوش آنها پرورش يافت ( چنان كه كودك در دامان مادرش پرورش مىيابد ) .